العلامة المجلسي
76
حياة القلوب ( فارسي )
امامت را در صلب حسين عليه السّلام قرار دادهاند نه در صلب حسن عليه السّلام ، زيرا كه حق تعالى حكيم است در افعالش وسؤال كرده نمىشود از آنچه أو مىكند وديگران سؤال كرده مىشوند « 1 » . وكلينى وابن بابويه وصفار وديگران زيادة از بيست سند معتبر روايت از حضرت صادق عليه السّلام كردهاند كه فرمود كه : شما گمان مىكنيد كه اختيار امامت با ماست به هر كه مىخواهيم ، مىدهيم ؟ واللّه امامت عهدي است از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى يك يك بخصوص تا آخر أئمة عليهم السّلام « 2 » . وبه سندهاى معتبر ديگر از آن حضرت روايت كردهاند كه : هيچ امامي از ما از دنيا نمىرود مگر آنكه خدا أو را اعلام مىكند كه كي را وصىّ خود گرداند . وبه روايت ديگر : امام مىداند امام بعد از خود را وبه أو وصيت مىكند . وبه روايت ديگر : امام از دنيا نمىرود تا مىداند كه كي بعد از أو امام است « 3 » . وابن شهرآشوب در مناقب از محمد بن جرير طبري روايت كرده است كه : در وقتي كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خود را عرض مىكرد بر قبايل عرب واز ايشان بيعت مىخواست ، بسوى قبيلهء بنى كلاب آمد واز ايشان اسلام وبيعت طلبيد ، ايشان گفتند كه : ما بيعت مىكنيم بشرط آنكه امر خلافت را بعد از خود به ما بگذارى ، حضرت فرمود كه : اين امر بدست خداست ، اگر خواهد در شما قرار مىدهد واگر خواهد در غير شما ، ايشان كه اين را شنيدند بيعت نكردند وگفتند : ما بيائيم واز براي تو شمشير بزنيم وتو ديگرى را بر ما حاكم نمائى « 4 » ؟ وأيضا روايت كرده است كه : أبو الحسن رفا از يكى از علماى أهل سنّت پرسيد : وقتي كه پيغمبر از مدينه بيرون رفت آيا كسى را در مدينه خليفه كرد ؟ گفت : بلى ، على را خليفه كرد .
--> ( 1 ) . خصال 466 ؛ كافى 1 / 285 نزديك به اين مضمون ؛ مجمع البيان 1 / 200 . ( 2 ) . كافى 1 / 278 ؛ كمال الدين 222 ؛ بصائر الدرجات 470 - 473 . ( 3 ) . كافى 1 / 277 ؛ بصائر الدرجات 474 . ( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 317 .